<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<itemContainer xmlns="http://omeka.org/schemas/omeka-xml/v5" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://omeka.org/schemas/omeka-xml/v5 http://omeka.org/schemas/omeka-xml/v5/omeka-xml-5-0.xsd" uri="https://phom.umd.umich.edu/items/browse?collection=1&amp;output=omeka-xml&amp;page=2" accessDate="2026-10-23T04:40:13+00:00">
  <miscellaneousContainer>
    <pagination>
      <pageNumber>2</pageNumber>
      <perPage>10</perPage>
      <totalResults>12</totalResults>
    </pagination>
  </miscellaneousContainer>
  <item itemId="4" public="1" featured="0">
    <collection collectionId="1">
      <elementSetContainer>
        <elementSet elementSetId="1">
          <name>Dublin Core</name>
          <description>The Dublin Core metadata element set is common to all Omeka records, including items, files, and collections. For more information see, http://dublincore.org/documents/dces/.</description>
          <elementContainer>
            <element elementId="48">
              <name>Source</name>
              <description>A related resource from which the described resource is derived</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="1">
                  <text>&lt;a href="/files/original/Faslnameh_Summer_2008.pdf" target="_blank"&gt;Faslnameh_Summer_2008.pdf&lt;/a&gt;</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="50">
              <name>Title</name>
              <description>A name given to the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="66">
                  <text>2008 - Summer Newsletter</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="40">
              <name>Date</name>
              <description>A point or period of time associated with an event in the lifecycle of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="131">
                  <text>2008 - Summer</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="42">
              <name>Format</name>
              <description>The file format, physical medium, or dimensions of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="196">
                  <text>application/pdf</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="44">
              <name>Language</name>
              <description>A language of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="261">
                  <text>English</text>
                </elementText>
                <elementText elementTextId="326">
                  <text>Persian</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="45">
              <name>Publisher</name>
              <description>An entity responsible for making the resource available</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="391">
                  <text>Persia House of Michigan</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="51">
              <name>Type</name>
              <description>The nature or genre of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="456">
                  <text>Collection</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
          </elementContainer>
        </elementSet>
      </elementSetContainer>
    </collection>
    <elementSetContainer>
      <elementSet elementSetId="1">
        <name>Dublin Core</name>
        <description>The Dublin Core metadata element set is common to all Omeka records, including items, files, and collections. For more information see, http://dublincore.org/documents/dces/.</description>
        <elementContainer>
          <element elementId="39">
            <name>Creator</name>
            <description>An entity primarily responsible for making the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="524">
                <text>Baratlu, Ahmad</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="40">
            <name>Date</name>
            <description>A point or period of time associated with an event in the lifecycle of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="945">
                <text>2008 - Summer</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="41">
            <name>Description</name>
            <description>An account of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="1709">
                <text>در ميان استانهای ايران آذربايجان از روزگارانپيشين در زايش و پرورش انديشمندان نقش برجستهای داشته است. در شب آذربايجان و تبريز که چندیپيش در خانه ايران با برنامه های در خور ستايشبرگزار گرديد، قرار بود از در باره انديشمندان وشاعران اين استان بزرگ و باستانی ايران، گفتگوئیداشته باشيم. اما در ميان گفتگو های دلپذير، ونواهای گوش نواز، از گوشه ای در اين گرد هم آئینغمه ای نه چندان دلپذير و مشکوک بگوش رسيد کهرشته سخن، به ياد آوری گذشته کوتاه و تلخی کشيدهشد که هر ايرانی دوستدار فرهنگ ايران و زبانپارسی بايد از آن آگاه باشد. آينست که پاسخ را بهعهده انديشمندان آذربايجان ميگذاريم و در ميان گفتارآنان جستجو ميکنيم. ابتدا از حاج زين العابدين مراغهای آغاز ميکنيم: زين العابدين مراغه ای در ١٢٥٥قمری در ساوچبلاغ بدنيا آمد، پدرش سنی شافعیبود! تا هيجده سالگی تحصيل ميکرد و پس از آن بهحجره پدرش آمد. بعد به اردبيل رفت و چهار سالدکان بقالی باز کرد، پس از آن همراه ايرانيان ديگربرای کار در ساختمان راه آهن تفليس به روسيهرفت. ميرزا اسداله خان ناظم الدوله سر کنسول ايراناو را برای کمک به دادن گذرنامه به ايرانيان درکنسولگری استخدام کرد. پس از چندی به قلمرودولت عثمانی رفت و با انديشه های آزاديخواهانايرانی و ترک آشنا شد، و دست بکار نوشتن کتابمعروف "سياحت نامه ابراهيم بيگ" شد و جلد اولآنرا در سال ١٣١٢ هجری قمری، يعنی يکسال پيشاز ترور ناصرالدين شاه بدست ميرزا رضا کرمانی،در مصر منتشر کرد. اما نام نويسنده روی آن نبود کهجنجال و هياهوی بزرگی ميان دولتمردان زمان،بويژه ميرزا علی اصغر خان امين السلطان، صدراعظم ناصرالدين شاه، پديد آورد. امين السلطاندستور داد کتاب سياحتنامه را دست هرکس ديدند اورا بازداشت کنند و مجازات کنند. جلد دوم اين کتابدر سال ١٣٢٣ و جلد سوم در ١٣٢٧ قمری منتشرشد و در جلد سوم دانسته شد نويسنده اين کتاب حاجزين العابدين مراغه ای است.!! "سياحتنامه ابراهيمبيگ" بی شک بهترين و گويا ترين کتابيست کهاوضاع اجتماعی ايران در قرن سيزدهم هجری رابرای ما باز گو ميکند. شخصيت ابراهيم بيگ دراين کتاب بازگو کننده پيدايش نسلی است که ابتدا باخواهش و تضرع و زاری، خواستار حقوق حقهٌانسانی خود ميباشد، اما هنگاميکه بر سرش کوبيدند وغل و زنجير به پايش بستند، به ناچار دست به اسلحهميبرد و همه جا را به آتش ميکشد. تا پيروز شود!!نسلی که نمونه آن با "ستار خان" ، "باقر خان" و"حيدر عمواغلی" آغاز شد. حاج زين العابدين مراغهای "سياحت نامه ابراهم بيگ" را اين چنين به پايانميبرد:"يا مقلب القلوب و ال ابصار. يا مدٌَ براليل والنهاريا محول الحول والاحوال حَوِ ل حالنا الی احسنالحالای هموطنان ز خواب بيدار شويد - وز مستی و کبرو ناز هشيار شويداز غفلت واز نفاق دوری جوئيد - در حفظ وطنبيک دگر يار شويد!مراغه ای در ترويج فکر آزاديخواهی و برپائیعدالتخانه و پايداری در برابر تجاوزات دولتمردان،به حقوق مردم خرده پا، سخنوری کوشا و مبارزیخستگی ناپذير بود. ميرزا فتحعلی آخوند زاده را بیشک ميتوان يکی از بزرگترين متفکران وروشنفکرترين پيشوايان آزاديخواهی و مشروطيتايران به شمار آورد. آخوند زاده در سال ١٢٢٨قمری به دنيا آمد. در هفت سالگی اش مادر و پدرشاز هم جدا شدند. مادرش او را به اردبيل بخانهعمويش (آخوند علی اصغر) برد. عمو او را بهفرزندی پذيرفت و به تعليم و تربيت او پرداخت.ميرزا فتحعلی ١٣ ساله بود که آخوند علی اصغر بهخدمت "عباس ميرزا" نايب السلطنه در آمد و ميرزافتحعلی را که پسری با هوش و باسواد بود با عباسميرزا به شهر گنجه برد. (کنجه در آن زمان جزوخاک ايران بود) يکسال بعد جنگهای ايران و روسآغاز شد، در دوران جنگهای ايران و روس آخوندعلی اصغر در سال ١٢٤٧ به مکه رفت و ميرزافتحعلی را بدست آخوند غلامحسين سپرد. در اين ايامفتحعلی با شاعر و نويسنده روشندل و تجدد خواهیبنام ميرزا شفيع آشنا شد. ميرزا در آنموقع از سویمقامات دينی به "الحاد" و بيدينی متهم شده بود زيرادر ذ م ملايان و مذهبيون شعر های فکاهی ميسرود ومنتشر ميکرد!! تحول فکری و انديشه آزاديخواهی درميرزا فتحعلی از اين دوران جوانه زد. حاجی علیاصغر از مکه که بازگشت، ميرزا فتحعلی را بهمدرسه روسی فرستاد و سه سال بعد او را با خود بهتفليس برد. ميرزا فتحعلی که در اين موقع زبانروسی را بخوبی آموخته بود مترجم زبان روسی و ترکی و فارسی "يکی خان" حاکم قفقاز شد. بعد ازسه سال، تسلط فتحعلی بزبان روسی تا آنجا رسيد کهمقاله بزبان روسی مينوشت و با کتابها و نوشته هاینويسندگان روس آشنائی کامل پيدا کرد. تفليس در آنموقع پايگاه روشنفکران و آزادی خواهان روسی بودو دسته ها و احزاب بسياری در آن به فعاليت بودند.نويسندگان نوانديش و انقلابی روسيه در آنجا ساکن يابا آنها رفت و آمد داشتند. در اين دوران بود که ميرزافتحعلی با انديشه های سياسی و آثار نويسندگانبزرگی مثل "گريبايدوف"، "رينسکی"،"چرنيشنفسکی" از نزديک آشنا شد. در اين دورانآخوند زاده با مکتبهای سياسی متفکران قرن ١٨اروپا آشنا شد که تأثير اين انديشه ها را در نوشتههای او ميبينيم. اما هنگاميکه او با نوشته های جلالالدين ميرزا شاهزاده روشنفکر و اديب و شاعر قاجارآشنا می شود و بطور جدی از از ناسيوناليسم يا ملیگرائی ايرانی طرفداری ميکند. طرفدار جدائی دين ازسياست است و زبان پارسی را شيرين ترين زبانهایدنيا ميداند. او بهمان درجه ايکه به ايران باستان عشقميورزد از تازيان و رفتار آنان با فرهنگ ايرانمتنفر است. آنها را عامل انحطاط سياسی و معنویدر ايران ميداند. تحقق سوسياليزم مردمی را غيرممکن ميداند و طرفدار مشروطه سلطنتی است کهدين در آن راه نداشته باشد. کتاب "مکتوبات کمالالدوله" او بهترين سند برای آشنائی با انديشه هایسياسی . اجتماعی اوست. نوشته های آخوند زاده درزمينه تاريخ، هميشه به ايران باستان عشق داشتهونامه ايکه به "مانگجی" رهبر زرتشتيان نوشته مؤيداين عقيده است. فتحعلی آخوندزاده در زمينه فرهنگو سواد آموزی طرفدار تغيير خط فارسی است و باميرزا ملکم خان که در اين موقع در لندن زندگیميکرده و خود نيز طرفدار اين عقيده بود نامه نويسیهائی داشته است. باشد افکار بلند اين انديشمندانجوابگوی افکار نادرست پاره ای امروزی هاینادرست انديش باشد. ايدون باد.</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="42">
            <name>Format</name>
            <description>The file format, physical medium, or dimensions of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="2471">
                <text>application/pdf</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="45">
            <name>Publisher</name>
            <description>An entity responsible for making the resource available</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="3235">
                <text>Persia House of Michigan</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="46">
            <name>Relation</name>
            <description>A related resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="3999">
                <text>Faslnameh_Summer_2008.pdf (p.2)</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="48">
            <name>Source</name>
            <description>A related resource from which the described resource is derived</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="4763">
                <text>Faslnameh_Summer_2008.pdf</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="50">
            <name>Title</name>
            <description>A name given to the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="5527">
                <text> اندشمندانش شب آذربايجان و </text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="51">
            <name>Type</name>
            <description>The nature or genre of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="6291">
                <text>Text</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
        </elementContainer>
      </elementSet>
    </elementSetContainer>
    <tagContainer>
      <tag tagId="1">
        <name>Article</name>
      </tag>
    </tagContainer>
  </item>
  <item itemId="3" public="1" featured="0">
    <collection collectionId="1">
      <elementSetContainer>
        <elementSet elementSetId="1">
          <name>Dublin Core</name>
          <description>The Dublin Core metadata element set is common to all Omeka records, including items, files, and collections. For more information see, http://dublincore.org/documents/dces/.</description>
          <elementContainer>
            <element elementId="48">
              <name>Source</name>
              <description>A related resource from which the described resource is derived</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="1">
                  <text>&lt;a href="/files/original/Faslnameh_Summer_2008.pdf" target="_blank"&gt;Faslnameh_Summer_2008.pdf&lt;/a&gt;</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="50">
              <name>Title</name>
              <description>A name given to the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="66">
                  <text>2008 - Summer Newsletter</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="40">
              <name>Date</name>
              <description>A point or period of time associated with an event in the lifecycle of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="131">
                  <text>2008 - Summer</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="42">
              <name>Format</name>
              <description>The file format, physical medium, or dimensions of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="196">
                  <text>application/pdf</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="44">
              <name>Language</name>
              <description>A language of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="261">
                  <text>English</text>
                </elementText>
                <elementText elementTextId="326">
                  <text>Persian</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="45">
              <name>Publisher</name>
              <description>An entity responsible for making the resource available</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="391">
                  <text>Persia House of Michigan</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
            <element elementId="51">
              <name>Type</name>
              <description>The nature or genre of the resource</description>
              <elementTextContainer>
                <elementText elementTextId="456">
                  <text>Collection</text>
                </elementText>
              </elementTextContainer>
            </element>
          </elementContainer>
        </elementSet>
      </elementSetContainer>
    </collection>
    <elementSetContainer>
      <elementSet elementSetId="1">
        <name>Dublin Core</name>
        <description>The Dublin Core metadata element set is common to all Omeka records, including items, files, and collections. For more information see, http://dublincore.org/documents/dces/.</description>
        <elementContainer>
          <element elementId="39">
            <name>Creator</name>
            <description>An entity primarily responsible for making the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="523">
                <text>Moallemian, Mahmud</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="40">
            <name>Date</name>
            <description>A point or period of time associated with an event in the lifecycle of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="944">
                <text>2008 - Summer</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="41">
            <name>Description</name>
            <description>An account of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="1708">
                <text>همه ساله در ماه اسفند و فروردين که برابر با ماه مارس و آوريل فرنگی ميشود کار ما در خانه ايران بيش از مواقع ديگر است. علت هم معلوم است چون بازار نوروزی، ديدار با حاجی فيروز، چهارشنبه سوری، جشن نوروزی، و سيزده بدر را بايد برگزار کنيم و امسال شادمانيم که عده ای از هموندان زير بال ما را گرفتند تا اين برنامه ها را اجرا کنيم. چهار شنبه سوری جداگانه گزارش شده و اما نوروز که طبق رويه همه ساله به خوبی و شادمانی برگزار شد. بچه ها هديه نوروزی خود را دريافت کردند. ميز هفت سين زيبا که خانم فرشته نوری تدارک ديده بود مجلس را رونق داده بود. شام که از رضا در شيکاگو سفارش داده شده بود به موقع عرضه شد که مقبول طبع همگی قرار گرفت و خدا را سپاس ميگويم که امسال از شاکی خبری نبود. چنين باد و چنين تر باد. نوروز امسال برای من بيش از سالهای گذشته با ايران و دوران کودکی خودم ارتباط داشت. امسال علاوه بر فرزندانم که نسل دوم مهاجر هستند، عروس و داماد آمريکائی ام و چهار نوه ام که نسل سوم هستند و نه ميدانند ايران کجاست ونه زبان می فهمند با من بودند و عجيب آنکه وقتی مراسم نوروز و هفت سين و مراسم ديگر را برايشان شرح ميدادم آنها را مشتاق شنيدن می يافتم و در عين حال دور از حال و هوائی که ما در کودکی داشتيم. به نظرم همانند چينی بند زده می آمدند که ماجرای آن در کودکی من اتفاق افتاد و برايتان ميگويم. در اطاق مهمانخانه پدری ما يک قدح مرغی بزرگ بود، ميراث نياکان بر سر طاقچه ای که در دو طرفش دو لامپای نفتی روسی با حباب بارفتن قرار داشت! اين لامپا ها گويا جزء جهاز مادرم بود. چون همينکه برق به خانه ما آمد، مادر آنرا با يک سرويس آجيل خوری "نشکن" که تازه مد روز شده بود تاخت زد و کت و شلواری دوره گرد از اين معامله خرسند تر از مادر، در خم کوچه پيچيد و تا دو سه هفته ای هم - شايد از ترس دبه پدر – آنطرفها پيدايش نشد. ترکيب قدح مرغی و لامپای روسی در چشم ما ترکيب زشتی بود يا لا اقل، در قياس با سر بخاری های کريستال و گنجه پر از چينی "سرو" خانه حاج صنيع الممالک همسايه معروف جواهر ساز و جواهر فروش ما زشت می نمود. با اين همه نقشهای ريز و رنگهای زنده قدح در شب هائی که لامپا را روشن ميکردند جان ميگرفت و آدمهای عروسکی اش با چشم های تنگ و مورب به ما خيره می شدند و به نظر می رسيد که دخترکان سسياه گيسويش لبخندی هم به رويمان می زدند. درختهای قدح، برگهای سبز داشت و با همه کج و کوله بودن چنان بودند که پنداشتی بهار هرگز از تنشان بيرون نميرود. قدح را در نوروزو يا وقتيکه مهمان داشتيم پائين می آوردند و در اين حال اگر پدر سر حال بود آنرا در دست راست می گرفت و به دقت و مراقبت تمام، با دست چپ تلنگری به لبه آن ميزد و گوش را به قدح نزديک می ساخت ومی گفت: "چينی اصل يعنی اين، با يک تلنگر مثل آب برکه می لرزد و مثل سيم سه تار صدايش دلنشين و گوش نواز است، چينی اصل يعنی اين." آن وقت قدح را بدست خدمتکار ميداد با سفارش موکد در مواظبت از آن. اين قدح به قدح افشره خوری معروف بود و وقتی قاشق چوبی با دسته منبت کاری شده کار کردستان روی افشره می ايستاد آدمی پای زشت مرغابيان را روی برکه های رنگين از نيلوفر ابی به ياد می آورد. يک روز بعد از يک مهمانی قدح از دست خدمتکار افتاد و چند پاره شد. پدر به سفری کوتاه رفته بود و مادر از وحشت خشم و خروش او در روز بازگشت، نزديک به جان دادن بود. خاله ها گشتند و زير بازارچه نايب السلطنه، چينی بند زنی را يافتند که متخصص بند زدن چينی مرغی بود. آمد و در دالان خانه بساطش را پهن کرد. با کمانی که زه نازکی داشت و نوک پيکانش ريز تر از سوزن می نمود، دست بکار کاويدن و يافتن نقطه های نازک ناديدنی در شکسته های چينی شد. مرد چينی بند زن مثل کمانچه کشهای عروسی، با حوصله ای شگفت تکه ها را بهم می پيوست. گرد خشکی را که ميگفت سفيده تخم مرغ است در آب ريخته و با آن کف انکی درست کرده بود. چينی ها را با اين مايع خيس ميکرد و به هم می چسبانيد و بعد با بست نازکی که ازسيم موئی هم نازک ميان تر بود، سوراخ های نا ديدنی را به هم می پيوست. با چکشکی بست ها را در داخل چينی می نشاند و با ضربه ای محکمش می کرد. چهار ساعت بعد قدح سر جايش بود، سر طاقچه. هيچ چشمی شکستگی بيرون آنرا نمی توانست ديد اما در داخل قدح خطوط نازکی مثل مو به چشم می آمد. اگر افشره در آن می ريختی می پنداشتی که چند تار مو در ته قدح افتاده و چند تائی هم به ديواره هايش چسبيده است. پدر که از سفر باز آمد تا دو سه ماهی حکايت را از او پنهان نگه داشتند. بالاخره در فرصتی و به مناسبتی ماجرا را با او در ميان گذاشتند. بر خلاف تصور ما سرو صدائی به پا نکرد، خشم و خروشی نشان نداد. با شانه افتاده رفت و قدح را از سر طاقچه برداشت در دست گرفت و تلنگری به آن زد. گوش را جلو برد و بعد آن را کف اتاق گذاشت. لحظه ای به بيرون و درون آن خيره شد، بعد سزی تکان داد و گفت: "چينی بند زن زبردستی بوده است ولی افسوس که قدح ديگر سالم نيست. چينی بند خورده است. هر چند بيرونش نشان نمی دهد اما از تو شکسته است. صدايش خفه و خش دار است مثل صدای آدمی که سرمه به خوردش داده باشند. بظاهر سالم است ولی چه فايده که از تو شکسته است." با اميد آنکه نسل دومی و سومی های شما چينی سالم خوش رنگ و خوش صدا باشند. سيزده بدر را من به سبب بيماری از دست دادم ولی اميدوارم شما سبزه خود را گره زده باشيد. سالی شاد و پرو پيمان در پيش رو داشته باشيد و باز هم فراموش نکنيد ما به کمک شما نيازمنديم که امور خانه شما را بهتر به پيش ببريم. به اميد ديدار در برنامه های آتی و سالی خوش.</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="42">
            <name>Format</name>
            <description>The file format, physical medium, or dimensions of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="2470">
                <text>application/pdf</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="45">
            <name>Publisher</name>
            <description>An entity responsible for making the resource available</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="3234">
                <text>Persia House of Michigan</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="46">
            <name>Relation</name>
            <description>A related resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="3998">
                <text>Faslnameh_Summer_2008.pdf (p.1)</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="48">
            <name>Source</name>
            <description>A related resource from which the described resource is derived</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="4762">
                <text>Faslnameh_Summer_2008.pdf</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="50">
            <name>Title</name>
            <description>A name given to the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="5526">
                <text>بزرگداشت نوروز۷ ١٣٨</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
          <element elementId="51">
            <name>Type</name>
            <description>The nature or genre of the resource</description>
            <elementTextContainer>
              <elementText elementTextId="6290">
                <text>Text</text>
              </elementText>
            </elementTextContainer>
          </element>
        </elementContainer>
      </elementSet>
    </elementSetContainer>
    <tagContainer>
      <tag tagId="1">
        <name>Article</name>
      </tag>
    </tagContainer>
  </item>
</itemContainer>
